محمدحسين ناصر الشريعه
142
تاريخ قم ( فارسى )
پس لاجرم پايهء دولت ايشان بلغزيد و دشمن بر ايشان ظفر يافت . بعضى هلاك شدند و برخى جلاى وطن كردند مگر اندكى از ايشان كه بماندند . بعضى بر اندك معاشى كه ايشان را بود قناعت كردند و بعضى ديگر قافلهها را بدرقه مىشدند و حق السعى مىگرفتند . نعوذ باللّه من سوء العواقب برحمته و كرمه وجوده » « 1 » * * * علاوه بر قتل و غارت و خرابيهائى كه فوقا از تاريخ قديم قم ذكر شد در قتل و غارتهائى كه پس از اين تاريخ در ايران واقع گرديده شهر قم هم سهم داشته است ، چنانكه در خرابيهاى زمان مغول در تاريخ « روضة الصفا » مىگويد : « و چون جبه نويان به قم رسيد طايفهاى از مسلمانان ( سنيان ) كه در اردوى او بودند گفتند كه قتل اهل قم به سبب آنكه رافضى مذهبند عين صواب و مستلزم ثواب است و آن سادهلوح فرمود تا مجموع ارباب قم و نواحى آن را به تيغ بگذرانيدند و عيال و اطفال ايشان را به اسيرى گرفتند و از آنجا به جانب همدان رفت » . « 2 » و همچنين در فتنه افغان مثل ساير بلاد و متصرفى آنان ، قم دچار خرابى و قتل و غارت گرديد ، چنانكه نوشتهاند : برجهاى طلائى كه روى صندوقهاى قبور سلاطين صفويه نصب كرده بودند كنده و بردند . و نيز در انقلابات ديگرى كه تا زمان قاجاريه در ايران حكمفرما بود و باعث خرابى بسيارى از بلاد ايران شد قم هم بهره و نصيبى داشته ، چنانكه در « درهء نادر » در انقلابات بعد از نادر شاه مىگويد : « ابراهيم شاه ( برادر زادهء نادر شاه افشار ) از هجوم مآود با رأى خود به جانب قم متأود شد ، مستحفظان شهر درصدد سد و منع درآمدند و او از مدلول كلام نيكو قوام ميرزا قوام الدين محمد قزوينى . يا وارد هذا البلد الطيب قم * فيه بوظائف العبودية قم قم من ادب بحضرة المعصومه * بالجفن فناء ذالك المشهد قم از عين غبن ديده بربسته ، جمعى را كه با او بودند بوقم و قم قم فرمان داده ، كمال بى شرمى در قتل واسر و كندوكوب و رفت و روب آن مقام ظاهر ساخت ، و بىريا بوريا بر حصيرى و نفير به فقيرى باقى نگذاشت ، خاك قم را قمامه يغما كرد . « 3 »
--> ( 1 ) - پيشين ، ص 240 . ( 2 ) - روضة الصفا ، ج 5 ، ص 98 . ( 3 ) - درّه نادره ، ص 715